از آستان او گله آلود میروم
با آنکه دیر آمدهام، زود میروم
از بس که زهر خندهام آید به بخت خویش
ترسم گمان برند که خشنود میروم
گویا شهید خنده یارم که از جهان
با صد هزار زخم نمکسود میروم
وصل دو روزه آنقدرم بر زمین کشید
کز بخت خوشدلم که چنین زود میروم
میلی هزار حیف که بعد از هزار سعی
مقبول یار ناشده مردود میروم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از حسی عمیق و غمانگیز سخن میگوید. او از عالم و آستان محبوب خود میرود و با اینکه دیر آمده، احساس میکند که زود باید برود. خندهاش زهرآگین است و میترسد که دیگران این را به معنای رضایت او تعبیر کنند. او به حالتی شبیه به شهید میماند که با دردهای فراوان از دنیا میرود. دیدن وصال محبوب بهقدر کوتاه او را خوشحال کرده، ولی در عین حال از ناکامی در جلب محبت یار ناراحت است. شاعر چشیدنی از عشق و درد را بیان میکند و این که هرگز نتوانسته به مقبولیت در دل محبوبش برسد.
هوش مصنوعی: با این که دیر به حضور او رسیدهام، اما حالا با دل پر از شکایت و گله، خیلی زود در حال رفتن هستم.
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه لبخندهایم به خودم حس زهرآلودی میدهد، میترسم دیگران فکر کنند که من راضی و خوشحالم.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که من در حال رفتن از این دنیا هستم، در حالی که از طرف یارم، این موضوع به شکل خنده و خوشحالی به نظر میرسد، هرچند که با هزار زخم و درد مواجه هستم.
هوش مصنوعی: دو روز وصال آنقدر در زمین مرا گرفت که از خوشبختی دلم شاد است که اینگونه زود به پایان میرسد.
هوش مصنوعی: بعد از هزار تلاش و کوشش، افسوس که نتوانستم نظر محبوب را جلب کنم و از او پذیرفته نشدم و اکنون ناامید به راه خود میروم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.