ای خوش آن صید که آسوده ز جان دادن خویش
دید زانداختن تیر تو افتادن خویش
شب که در بزم به افسرده دلان بنشینی
شمع سوزد ز پشیمانی استادن خویش
از جوابش من آواره چنان نومیدم
که فرامش کنم از نامه فرستادن خویش
یار خواهد که به مرگم شود آسوده و من
شرمساری کشم از سختی جان دادن خویش
خواری عشق، مسلّم شده میلی بر من
دارم این مرتبه، از مرتبه ننهادن خویش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به مضامین عشق و اندوه اشاره میکند. او به زیبایی صید و آرامش او در مواجهه با مرگ اشاره میکند. در عین حال، از ناامیدی و پشیمانی خود در روابط صحبت میکند و احساس میکند که در عشق دچار ذلت و خاری شده است. او به دشواری جان دادن اشاره میکند و از عواطف متناقض خود، مانند آرزوی راحتی یار و سختی در کنار او، سخن میگوید. در نهایت، شاعر از عدم توانایی خود در کنار گذاشتن عشق و وابستگیاش حرف میزند.
هوش مصنوعی: خوشا به حال آن صیادی که بدون نگرانی از جان خود، در آرامش به شکار میپردازد و از فرود آمدن تیر تو هیچ ترسی ندارد.
هوش مصنوعی: در شبهای شاد و مهمانی وقتی که در کنار افرادی با دلهای غمگین نشستهای، شمعی که میافروزی، نشانهای از اندوه و پشیمانی بر جایگاه خودت است.
هوش مصنوعی: به خاطر جوابش به قدری ناامید و سرگردان شدهام که حتی فراموش کردهام نامهای برای او بفرستم.
هوش مصنوعی: دوست میخواهد که با مرگ من راحت شود، اما من از درد و رنجی که در لحظهی جان دادن تجربه میکنم، شرمندهام.
هوش مصنوعی: عشق و زوال آن برای من به وضوح روشن شده است و این بار میخواهم با اراده و قاطعیت بیشتری نسبت به خودم عمل کنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.