گنجور

 
میلی

با هرکه ستم پیشه من در سخن آید

اول به زبانش سخن قتل من آید

دست ستمش فتنه بگیرد به شفاعت

چون غمزه او بر سر خون ریختن آید

جز نام تو مشکل که دم پرسش محشر

حرفی به زبان من خونین کفن آید

می‌سوزم ازین رشک که در حشر به سویت

هر لحظه شهیدی پی خون خواستن آید

از سختی جان کندن میلیش مگویید

ترسم شود آزرده، گرش یاد من آید

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
رودکی

هر باد، که از سوی بخارا به من آید

با بوی گل و مشک و نسیم سمن آید

بر هر زن و هر مرد، کجا بروزد آن باد

گویی: مگر آن باد همی از ختن آید

نی نی، ز ختن باد چنو خوش نوزد هیچ

[...]

ابوسعید ابوالخیر

هر باد که از سوی بخارا به من آید

با بوی گل و مشک و نسیم سمن آید

بر هر زن و هر مرد کجا بروزد آن باد

گویی مگر آن باد همی از ختن آید

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از ابوسعید ابوالخیر
میبدی

هر شب نگرانم بیمن تا تو بر آیی

زیرا که سهیلی و سهیل از یمن آید

کوشم که بپوشم صنما نام تو بر خلق

ز اوّل سخنی نام تو اندر دهن آید!

محمد بن منور

هر باد کی از سوی بخارا بمن آید

زوبوی گل و مشک و نسیم سمن آید

برهرزن و هر مرد کجا بروزد آن باد

گوید مگر آن باد همی از ختن آید

نه نه زختن باد چنان خوش نوزد هیچ

[...]

اثیر اخسیکتی

روزی که جفاهای تو بر یاد من آید

دل نوش کند غصه و از خویشتن آید

چون صفّ بلا، راست کنی از سر تسلیم

مرد آن بود آری، که نه کمتر ززن آید

گر تیغ بیالاید عشقت بمن این فخر

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از اثیر اخسیکتی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه