با هرکه ستم پیشه من در سخن آید
اول به زبانش سخن قتل من آید
دست ستمش فتنه بگیرد به شفاعت
چون غمزه او بر سر خون ریختن آید
جز نام تو مشکل که دم پرسش محشر
حرفی به زبان من خونین کفن آید
میسوزم ازین رشک که در حشر به سویت
هر لحظه شهیدی پی خون خواستن آید
از سختی جان کندن میلیش مگویید
ترسم شود آزرده، گرش یاد من آید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از ظلم و ستم صحبت میکند و میگوید که اگر با کسی که ستم کرده صحبت کند، ابتدا به زبان او سخن میگوید. او بیان میکند که این ستم، باعث فتنه و مشکلاتی میشود و اشاره دارد به درد و رنجی که در قلبش وجود دارد. شاعر همچنین از عشق و محبت به معشوق سخن میگوید و ابراز میکند که در روز قیامت، تنها نام معشوقش را بر زبان دارد. او نگران است که در آن روز، یادش از طرف معشوق آزردهخاطرش کند و به خاطر عشقش میسوزد. این اشعار به عمق احساسات شاعر و درگیری او با مفاهیم عشق و ظلم اشاره دارد.
هوش مصنوعی: هر وقت که با کسی که ظلم میکند مواجه شوم، اول از او حرفی میزنم که قبل از من به زبانش آمده است.
هوش مصنوعی: دست ستمگرش موجب به وجود آمدن مشکلات و آشفتگیها میشود، زیرا با ناز و لطافت خود بر کشتن خونریزی میافزاید.
هوش مصنوعی: به جز نام تو، هیچ چیز دیگری برای گفتن ندارم؛ در روز محشر، وقتی به سختی و گناه خود فکر میکنم، فقط همین نام توست که بر زبانم جاری میشود.
هوش مصنوعی: من از حسادت میسوزم، چرا که در روز قیامت هر لحظه یک شهید به سمت تو میآید تا خونش را طلب کند.
هوش مصنوعی: نگویید از سختیِ جان کندن او، زیرا ممکن است به یاد من بیفتد و دلش بشکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر باد، که از سوی بخارا به من آید
با بوی گل و مشک و نسیم سمن آید
بر هر زن و هر مرد، کجا بروزد آن باد
گویی: مگر آن باد همی از ختن آید
نی نی، ز ختن باد چنو خوش نوزد هیچ
[...]
هر باد که از سوی بخارا به من آید
با بوی گل و مشک و نسیم سمن آید
بر هر زن و هر مرد کجا بروزد آن باد
گویی مگر آن باد همی از ختن آید
هر شب نگرانم بیمن تا تو بر آیی
زیرا که سهیلی و سهیل از یمن آید
کوشم که بپوشم صنما نام تو بر خلق
ز اوّل سخنی نام تو اندر دهن آید!
هر باد کی از سوی بخارا بمن آید
زوبوی گل و مشک و نسیم سمن آید
برهرزن و هر مرد کجا بروزد آن باد
گوید مگر آن باد همی از ختن آید
نه نه زختن باد چنان خوش نوزد هیچ
[...]
روزی که جفاهای تو بر یاد من آید
دل نوش کند غصه و از خویشتن آید
چون صفّ بلا، راست کنی از سر تسلیم
مرد آن بود آری، که نه کمتر ززن آید
گر تیغ بیالاید عشقت بمن این فخر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.