چون دیدیام، نظر به زمین دوختن چه بود
در پیش سرفکندن و افروختن چه بود
اکنون که کار عشق من از امتحان گذشت
آن غمزه را ستمگری آموختن چه بود
خشنودی رقیب، غرض گر نداشتی
بی موجبم به داغ جفا سوختن چه بود
منعت ز آشنایی من گر نکرده غیر
در پیش من، ز دیدنش افروختن چه بود
میلی به یک نظاره چو از دست رفتهای
عمری غرض ز عافیت اندوختن چه بود


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از احساسات عاشقانه و دردهای ناشی از عشق میگوید. او درد دلش را با بیان لحظاتی مطرح میکند که دیگری، بیتوجه به عشق او، به زمین نگاه کرده و او را فراموش کرده است. همچنین، شاعر به این نکته اشاره میکند که اگر رقیب او از روی قصد به او آسیب زده، پس چرا به عشق او بیاعتنایی کرده است. در نهایت، او احساس میکند که عمرش را صرف درک عشق و انتظار بیهوده کرده، و از این وضعیت به شدت غمگین است.
هوش مصنوعی: زمانی که مرا دیدی، دلیلی نداشت که به زمین خیره شوی؛ چرا که در مقابل، سر را به زیر انداختن و شعلهور شدن چه معنایی داشت؟
هوش مصنوعی: حالا که عشق من آزمایشات را پشت سر گذاشت، دیگر چه نیازی بود که آن چشمان دلربا ستمگری را یاد بگیرد؟
هوش مصنوعی: اگر هدفی نداشتی که بخواهی رقیب را خوشحال کنی، پس بدون دلیل چرا باید به خاطر جفایی که به من شده است، بسوزم و آزار ببینم؟
هوش مصنوعی: اگر تو به خاطر آشناییام از دوستی و نزدیکی خودداری کردهای، پس دلیل روشن کردن شمع عشق و شوق دیدارت چه بوده است؟
هوش مصنوعی: اگر میل به تماشای زیباییها از دست رفته باشد، هدف از صرف عمر برای جمعآوری آسایش و راحتی چه سودی داره؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.