گنجور

 
مسعود سعد سلمان

دوشنبه که دارد مزاج ماه ای ماه

چو ماه مجلس بفروز و جام باده بخواه

چرا نخواهم باده چرا نجویم فخر

که شادمانه ام از عز ملک شاهنشاه

ابوالملوک ملک ارسلان بن مسعود

که فخر و کبر کند زو همیشه افسر و گاه

از آن سپید و سیاهست روز و شب را رنگ

که روی ملک سپیدست و چتر شاه سیاه

همیشه تا بود اقبال و جاه و دولت و عز

فزونش بادا اقبال و عز و دولت و جاه