گنجور

شمارهٔ ۳۰

 
منوچهری
منوچهری » دیوان اشعار » قصاید و قطعات
 

با رخت ای دلبر عیار یار

نیست مرا نیز به گل کار کار

تا رخ گلنار تو رخشنده گشت

بر دل من ریخته گلنار نار

چشم تو خونخواره و هر جادویی

مانده از آن چشمک خونخوار خوار

بنده وفادار و هواخواه تست

بنده هواخواه و وفادار دار

داد کن ای کودک و بردار جور

منبر پیش آور و بردار دار

ای تو دل‌آزار و من آزرده‌دل

دل شده ز آزار دل آزار، زار

گردل من باز ببخشی به من

جور مکن لشکر تیمار مار



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

حمیدرضا نوشته:

دو قافیه دارد.

👆☹

امیررضا مبینی نوشته:

این دسته مرواریدی که منوچهری به رشته کشیده، دارای صنعت “جناس مزدوج در قافیه” است: عیار، یار

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.