گنجور

 
منوچهری

دلم ای دوست تو دانی که هوای توکند

لب من خدمت خاک کف پای تو کند

تا زیم، جهد کنم من که هوای تو کنم

بخورد بر ز تو آنکس که هوای تو کند

شیفته کرد مرا عشق و ولای تو چنین

شایدم هر چه به من عشق و ولای تو کند

نکنم با تو جفا، ور تو جفا قصد کنی

نگذارم که کسی قصد جفای تو کند

تن من جمله پس دل رود و دل پس تو

تن هوای دل و دل جمله هوای تو کند

زهره شاگردی آن شانه و زلف تو کند

مشتری بندگی بند قبای تو کند

رایگان مشکفروشی نکند هیچ کسی

ور کند هیچ کسی، زلف دوتای تو کند

بابلی کرد نتاند به دل مرده دلان

آن که آن زلف خم غالیه سای تو کند

چه دعا کردی جانا، که چنین خوب شدی

تا چو تو، چاکر تو نیز دعای تو کند

از لطیفی که تویی ای بت و از شیرینی

ملک مشرق بیمست که رای تو کند

میرمسعود که هرچ آن تو ازو یاد کنی

طالع سعد، همه سعد عطای تو کند

به همه کار تویی راهنمای تن خویش

خسروی تو دل تو راهنمای تو کند

با شرف ملکت را سیرت خوب تو کند

با بها دولت را فر و بهای تو کند

به یکی زخم شکسته سر هفتاد سوار

گرز هشتاد من قلعه گشای تو کند

جگر بیست مبارز ستدن روز مصاف

نیزهٔ بیست رش دستگرای تو کند

کاروان ظفر و قافلهٔ فتح و مراد

کاروانگاه به صحرای رجای تو کند

نرود هیچ خطا بر دل و اندیشه تو

کز خطا دور ترا ذهن و ذکای تو کند

آن خدایی که کند حکم قضای بد و نیک

جز به نیکی نکند، هر چه قضای تو کند

سنگ باران عنا بارد بر فرق کسی

که دل او نیت و قصد عنای تو کند

ملک روم به مصر آمد و خواهد که کنون

خدمت وشغل غلامان سرای تو کند

این جهان کرد برای تو خداوند جهان

وان جهان، من به یقینم که برای تو کند

همه عدلست و همه حکمت و انصاف تمام

هر چه از فضل و کرم، با تو خدای تو کند

بیش ازین نیز به جای تو لطف خواهد کرد

از لطف آنچه کند با تو سزای تو کند

نعمت عاجل و آجل به تو داد از ملکان

زانکه ضایع نشود، هر چه به جای تو کند

نتواند که جزای تو کند خلق به خیر

ملک العرش تواند که جزای تو کند

من رهی، تا بزیم، مدح و ثنای تو کنم

شرف آن را بفزاید که ثنای تو کند

شادمانه بزی ای میر، که گردنده فلک

این جهان زیر نگین خلفای تو کند

ملک العرش، چوبرخیزی هر روز، ثنای

همه برجان و تن و عمر و بقای تو کند

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
منوچهری

ایزد امروز همه کار برای تو کند

همه عالم به مراد و به هوای تو کند

از لطف هر چه کند با تو سزای تو کند

زانکه ضایع نکند هر چه به جای تو کند

جیحون یزدی

آسمان خدمت خدام سرای تو کند

آفتاب از دل و جای سجده برای تو کند

لب برجیس بتسدیس دعای تو کند

سر ناهید بهر عید هوای تو کند

میرزاده عشقی

دلم ای دوست تو دانی که هوای تو کند

لب من خدمت خاک کف پای تو کند

رایگان مشک‌فروشی نکند هیچ کسی

ور کند هیچ کسی زلف دوتای تو کند

چه دعا کردی جانا؟ که چنین خوب شدی؟

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه