مجذوب تبریزی » دیوان اشعار » ماده‌تاریخ‌ها » شمارهٔ ۳

چون که در سال هزار و شصت کرد

از سعادت در نجف بختم نزول

سر برون کردند از یک پیرهن

چون دو تن نوروز و مولود رسول

از پی تاریخ تا رفتم به فکر

هاتفی گفتا (زیارت شد قبول)