گنجور

 
مجذوب تبریزی

زهی به حسن و ملامت ز دل‌بران ممتاز

به غمزه هوش‌فریب و به عشوه مهرطراز

کرشمه‌ساز و تمنا‌فریب و وعده‌خلاف

بهانه‌جوی و جگرخون‌کن و سراپا ناز

نگاه دزد و جفاپیشه و وفادشمن

همیشه‌رم‌کن و دیر‌آشنا و صبرگداز

نگار و خوش‌لب و خوش‌حرف و شوخ و شنگ و ندیم

دلیر و دل‌بر و دل‌دار و دل‌کش و طناز

مسلم آن که هوای تو باشدش در سر

مرقه آن که خیال تو باشدش دم‌ساز

اگر نه خواهش معشوق دل‌ربا باشد

که می‌کشد دل محمود را به زلف ایاز

بیا به کوی خرابات و سجده ریز بیا

که این گروه به یک قبله می‌کنند نماز

کسی که خضر توکل نمایدش ره راست

بیک طریق کند سر در نشیب و فراز

به هیچ جا نرسد همتی که قانع نیست

چو طایری که به یک بال می‌کند پرواز

اگر ز نسبت خارا و شیشه آگاهی

دلت چو تاب گرانی نیاورد به گداز

به کارسازی دنیا و آخرت مجذوب

به سوز عشق قناعت کن و بسوز و بساز

 
 
 
رودکی

زمانه اسب و تو رایض، به رای خویشت تاز

زمانه گوی و تو چوگان به رای خویشت باز

اگرچه چنگ نوازان لطیف دست بوند

فدای دست قلم باد دست چنگ نواز

تویی، که جور و بخیلی به تو گرفت نشیب

[...]

عسجدی

اگر چه دیده افعی بخاصیت بجهد

بدانگهی که زمرد بدو بری بفراز

من این ندیدم، دیدم که خواجه دست بداشت

برابر دل من بترکید چشم نیاز

ناصرخسرو

اگر دو دیده افعی به‌خاصیت بکند

بدانگهی که زمرد بدو برند فراز‌،

من این ندیدم و دیدم که میر دست بداشت

برابر دل من بترکید چشم نیاز‌.

قطران تبریزی

بهشت‌وار شد از نوبهار گیتی باز

در بهشت بر او کرد چرخ گوئی باز

درم درم شده روی زمین چو پشت پلنگ

شکن شکن شده آب شَمَر چو سینه باز

سرشگ ابر کند هر فراز را چو نشیب

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از قطران تبریزی
مسعود سعد سلمان

چو عزم کاری کردم مرا که دارد باز

رسد به فرجام آن کار کش کنم آغاز

شبی که آز برآرد کنم به همت روز

دری که چرخ ببندد کنم به دانش باز

اگر ندارم گردون نگویدم که بدار

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مسعود سعد سلمان
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه