عشق دریاییست من چون موج در وی بیقرار
موج را در بیقراریها نباشد اختیار
من نمیگویم که دادند اختیار کل تو را
یا نه پنداری که هستی همچو دست رعشهدار
اختیار جزِئی داری که گویی هست و نیست
همچو آن ماهی که خود آید فرود از آبشار
از راه انصاف آن صوفی به صاحب باغ گفت
اختیار است اختیار است اختیار است اختیار
عقل خود را از گداز عشق جوهردار کن
کآتش از آهن تواند ساخت تیغ آبدار
عقل پرتدبیر را هر چند اسباب است جمع
عشق سامانسوز را هر چند بیکاریست کار
تندباد عشق پیش از شعله ادراک عقل
میتواند عالمی را سوختن با یک شرار
چون گذارت بر لب و دریا فتد از راه دل
با توکل دل به دریا کرده خاطر جمع دار
دست و پایی در کنار بحر تا هستی بزن
دل به دریا چون کنی سرده شنا را بر کنار
گر چه از طرز غزل گفتن به دور افتادهام
میتوانم باز آمد چون که دارم اختیار
سایه دارم پیش تو ای آفتاب سایهدار
تا تو بالا میکشی من چون نگاهم سایهوار
ماه را هرگز ندیدم سرو قد و لاله رنگ
یا که خورشیدی بگیرد بر سر سردی قرار
هر کجا هستم خیالت سر گلزار من است
زلف سنبل چشم نرگس چهره گل عارض بهار
گریهام را در حضورت آب و رنگ دیگر است
با گل خورشید رنگینتر نماید لالهزار
از کف مجذوب ما دل سادهرویان میبرند
از کف من خط عنبرفام و حسن سکهوار



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نافه دارد زیر اندر گشاده بی شمار
لاله دارد زیر نافه در شکسته صد هزار
خانمان از رنگ و بوی او همیشه چون بهشت
روزگار از تار و پود او شکفته چون بهار
چشم زی رویش نگه کرد اندرو لاله شکفت
[...]
هر سپاهی را که چون محمود باشد شهریار
یمن باشد بر یمین ویسر باشد بریسار
تیغشان باشد چو آتش روز و شب بد خواه سوز
اسبشان باشد چوکشتی سال و مه دریا گذار
از عجایب خیمه شان با شد چو دریا وقت موج
[...]
ای خداوندان مال العتبار الاعتبار
ای خداوندان قال الاعتذار الاعتذار
پیش ازاین کاین جان عذرآورفروماند ز نطق
پیش از آن کین چشم عبرت بین فرو ماند زکار
توبه پیش آرید و نادم از گُنه کاری خویش
[...]
بار دیگر بر ستاک گلبن بی برگ و بار
افسر زرین بر آرد ابر مروارید بار
گاه مینا زینت آرد زو نگار بوستان
گاه مرجان زیور آرد زو عروس مرغزار
غنچه سازد باغ را پر گلبن از مینا و زر
[...]
ابر آذاری برآمد از کران کوهسار
باد فروردین بجنبید از میان مرغزار
این یکی گل برد سوی کوهسار از مرغزار
وان گلاب آورد سوی مرغزار از کوهسار
خاک پنداری به ماه و مشتری آبستنست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.