عمری اگر چه از من بیدل رمید یار
شکر خدا که بر سرم آخر رسید یار
انگشت میگزی تو ز انگشت و قفل ماه
در ها گشوده بهر تو با این کلید یار
کفر است ناامید شدن از عطای دوست
این نکته را به گوش دو عالم کشید یار
نومید چون شوم که تواند به نیم لطف
در هردو نشئه ساخت مرا روسفید یار
دانسته شد که مطلبش آزاد کردن است
ما را به عیب بیهنری تا خرید یار
درخواست از برای گنهکار میشود
این جامه را به قامت مستان برید یار
شادی نکرد تا همه را شادمان نساخت
چون اضطراب از همه رفت آرمید یار
مالک زبانهکش شد و رضوان شکفتهرو
تا گشت رهنمای شقی و سعید یار
دست دهنده را به جهنم نمیبرند
ساقی بیا که داده به ما این نوید یار
اندیشه نیست یک سر سوزن ز تیر خصم
آن سینه را که گشته کلام مجید یار
خیر است عاقبت شب معراج شاهد است
با گوش خود ز دوست چه ها تا شنید یار
ای دل شکفته باش که کارم بکام توست
مجذوب مژده باد که اینک رسید یار



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از رسیدن یار و دوستی که پس از سالها دوری، سرانجام به او روی آورده، شکرگزاری میکند. او به اهمیت امید و دوری از ناامیدی اشاره میکند و بر این نکته تأکید دارد که کفر است از عطای دوست ناامید شد. شاعر بیان میکند که هر گنهکاری میتواند امید به رحمت یار داشته باشد و در نهایت عشق و دوستی را عامل آرامش و شادمانی میداند. همچنین به تأثیرات مثبت دوستی بر روی انسانها اشاره کرده و وعدههای یار را مایهی تسلی و امید میداند. در پایان، احساس خوشحالی و شادابی خود را از رسیدن یار ابراز میکند و فرزند زمانهاش را به استقبال این عشق و دوستی دعوت میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.