دردمندان تو از درد دوا یافتهاند
زهرنوشان تو از زهر شفا یافتهاند
عاشقان چشم نیاز از همه جا دوختهاند
تا که گمکرده خود را همه جا یافتهاند
سالها گشته مقابل مه و خورشید به هم
تا دو آیینه ز یک نور صفا یافتهاند
طاق ابوری تو بر اهل نظر حق دارد
قبله راست از این قبلهنما یافتهاند
دل درویش به دست آر و نشان یاب و برو
خرم آن قوم که راهی به خدا یافتهاند
وقت مرغان گلستان قناعت خوش باد
که ز بیبرگی خود برگ و نوا یافتهاند
تا پریشان نشوی خاطر جمعت ندهند
بیدلان این نظر از زلف دوتا یافتهاند
با بتان مطلب دل را به زبان عرض مکن
تا گذشته است به خاطر به ادا یافتهاند
منکر گوشهنشینان خرابات مباش
تو چه دانی که در این گوشه چه ها یافتهاند
مگذر از آب و هوای در میخانه عشق
خرم آنان که در نشو و نما یافتهاند
خاکسار در میخانه دل شو مجذوب
دردمندان همه زاین خاک شفا یافتهاند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.