باز در آتشم ز روی کسی
میکشد خاطرم به سوی کسی
باز چون آفتاب تنها کرد
شدهام گرم جستوجوی کسی
باز با شور دلگشای جنون
با خودم مست گفتوگوی کسی
این نسیم از کجا وزید که باز
چون گل آشفتهام ز بوی کسی
بینگاهی ز پیش ما مگذر
میتوان دید رنگ و روی کسی
گفتوگوی تو روی تا ندهد
ندهم دل به گفتوگو کسی
گر نگیرد نیاز جانب ناز
چون شکیبد کسی ز خوی کسی
روز محشر که بهر چاره خویش
رو نهد هر کسی به سوی کسی
رو به رو چون کنند با علمم
هست امدم به آبروی کسی
وقت آن شد به همت مجذوب
که نهم رخ به خاک کوی کسی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.