مستیم و گنهکار و به جز آه نداریم
باک از عسس و محتسب و شاه نداریم
بیباک و سراسر رو و رندیم و نظرباز
در دل هوسی جز رخ چون ماه نداریم
جاهی که زوالش نبود دولت فقر است
آن نیست که ما دوستی جاه نداریم
شهری که در او دولت و اقبال فروشند
نزدیک تر از ملک سحرگاه نداریم
داریم به توفیق خدا سلطنت فقر
ما رشک به درویش و شهنشاه نداریم
کین در دل ما نیست مگر با دل پرکین
در سینه به غیر از دل آگاه نداریم
احوال ره از عقل و جنون هر دو گرفتم
نزدیکتر از راه جنون راه نداریم
تنهاست جنون گر همه کوه است و بیابان
ناامنتر از راه خرد راه نداریم
بر دامن من تشریف بلندش نرسد دست
تا دست امید از همه کوتاه نداریم
مجذوب در شاه کرم خاک مراد است
امید به غیر از کرم شاه نداریم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.