من که دردیکش و بیساخته و بیباکم
طاعت ساخته هرگز نکند غمناکم
من چرا در گرو عمر به ساغر نکنم
پیش از آن روز که پیمانه کنند از خاکم
پیش من شیشه پر به بود از خم تهی
باج بر عقل فلاطون ندهد ادراکم
آتش دوزخم از عهده نیاید بیرون
آب میخانه نسازد ز ریا گر پاکم
نتوان شد خجل از مغبچه بادهفروش
ور نه جز غصه چه حاصل بود از املاکم
از همان روز دلم شمع هدایت افروخت
کآتش عشق تو آمیخته شد با خاکم
طایر قدسم و باغ وطنم رفته ز یاد
تا کجا باز کنند از گره افلاکم
گره رشته جانم که سر عاریت است
نگشاید مگر از حلقه آن فتراکم
رند و دردیکش و مجذوب و نظربازم و مست
فکر بیفایده هرگز نکند غمناکم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.