گنجور

 
مجذوب تبریزی

از رقیبم گر شنیدی توبه از می کرده‌ام

کذب تهمت افترا بهتان کجا کی کرده‌ام

کی تواند دور از این در سازدم فکر رقیب

پیش از او این کوچه‌ها را پیش از او طی کرده‌ام

چون به جام باده بگزینیم غم ایام را

من که دفع این بلا پیوسته از می کرده‌ام

لعل سیر‌آب یقین می‌بخشدم آب حیات

عمرها در ظلمت شب ذکر یا حی کرده‌ام

تا دلم گردیده صاف از دولت خاک درت

کی نظر بر جام جم یا افسر کی کرده‌ام

گر دمادم چشم مستت ساغرم بخشد رواست

سجده محراب آن اب‌رو پیاپی کرده‌ام

گر سلامت رخت بر منزل کشیدم دور نیست

بادپایی چون هوس را در رهش پی کرده‌ام

کافر بخشنده هم ساقی ز آتش ایمن است

می بده تحقیق حال حاتم طی کرده‌ام

ناله بی‌پرده را مطرب نوای دیگر است

بارها این نکته را تحقیق از نی کرده‌ام

توبه از می گر کنی مجذوب تکلیفم مکن

گوش پر حرف پریشان تو من کی کرده‌ام