می بنوش از عقده های عقل بیحاصل چه باک
چون تو را مشکلگشا یار است از مشکل چه باک
سینهصافان را ز مکر کجدلان اندیشه نیست
لطف حق چون یار با حق است از باطل چه باک
در کمینگاه مکافات است روز انتقام
گریه آگاه را از خنده غافل چه باک
روی آتش همچو گل خندان شود از نیش خار
سینه دیوانه را از طعنه عاقل چه باک
عشق را اندیشه از اندیشههای عقل نیست
شیر را از حیلههای روبه کجدل چه باک
تا توکل شوق را از راه دور اندیشه نیست
دل به دریا کرده را از دوری ساحل چه باک
مشرق و مغرب بود خورشید را یک روزه راه
همت مردانه را از دوری ساحل چه باک
صافدل را دوری و نزدیکی یاران یکیست
ما که با خود جام جم داریم از حایل چه باک
چون فلک مجذوب گو دنیا سراسر عقده باش
چون تو را مشکلگشا یار است از مشکل چه باک



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به اهمیت عشق و توکل بر خداوند میپردازد و میگوید که در مواجهه با مشکلات و دغدغههای عقل، نوشیدن می حق ذاتی است که به آرامش روح کمک میکند. او میگوید که دلهای صاف و بیریا به مکر و نیرنگ فریب نمیخورند، چرا که یاری از جانب حق همواره وجود دارد. همچنین، شاعر بر این باور است که عشق واقعی از اندیشههای عقلانی جداست و در مسیر عشق، دوری و نزدیکی معنایی ندارد. او با تأکید بر همت و تلاش برای دستیابی به اهداف بزرگ، به مخاطب یادآوری میکند که مشکلات در زندگی نباید مانع پیشرفت و شادی او شوند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.