خواهی شکفته نوش کنی جام اختلاط
خوشخلق باش ور نه مبر نام اختلاط
زندان نمایدش به نظر گلشن فراغ
مرغی که گشته دانهخور دام اختلاط
با بد تو را مصاحب بدرام میکند
دلگیر از آن نهای تو ز دشنام اختلاط
خیزد ز اختلاط پریشان هزار عیب
دنیا از این جهت شده بدنام اختلاط
تا اختلاط ساخته را گرم کردهاند
از یخ فسردهتر شده انجام اختلاط
گویم علاج خبث و نفاق و دروغ چیست
دیوانه باش تا نشوی رام اختلاط
مشکلگشا اگر نشود همت جنون
عقلت خلاص کی شود از دام اختلاط
من خود ز اختلاط پریشان نیافتم
سودی به جز تأسف ایام اختلاط
یک عمر در نصیحت او سوختم دماغ
مجذوب ما هنوز بود خام اختلاط


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.