بر گرد لالهزار جمالت دمیده خط
خورشید را به حلقه سودا کشیده خط
کو سبزه بهشت که بنمایش ز دور
گر باغ عارضت به چه سامان کشیده خط
اسباب دل تمام به تاراج زلف رفت
اکنون رقم به خون اسیران کشیده خط
تا از میان تطاول زلفت کشیده دست
خوشنود در کنار رخت آرمیده خط
در گلشن جمال تو با یک بنفشهزار
چون منعمان چه این همه بر خویش چیده خط
این شکر چون کنم که به گوش تو سنگدل
دیدم که حلقههای نمایان کشیده خط
فرمای کز قلمرو حسنت برون رود
بر خاطر مبارکت از پر خلیده خط
امداد جستهاز حبش و اهل زنگبار
گویا به چین زلف تو شکر کشیده خط
مجذوب هم به دولت من شاد و خرم است
از زلفت انتقام مرا تا کشیده خط



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
برگ بنفشه بر ورق لاله چیده خط
یا عارضت به خون شقایق کشیده خط
پیوسته با زلال لبت سبز و خرم است
چون خضر تا به چشمه حیوان کشیده خط
زلفت ز گرد غالیه بر گل نهاده خال
[...]
چون سبزه از کنار گلستان دمیده خط
یا هاله گرد عارض ماهت کشیده خط
افتاده سایه پر طوطی بر آینه
یا قدرتآفرین به رخت آفریده خط
بس نازک است پشت لبت را کبود کرد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.