گنجور

 
قصاب کاشانی

چون سبزه از کنار گلستان دمیده خط

یا هاله گرد عارض ماهت کشیده خط

افتاده سایه پر طوطی بر آینه

یا قدرت‌آفرین به رخت آفریده خط

بس نازک است پشت لبت را کبود کرد

گردانده سنگ لعل تو را نامکیده خط

سربرزد از کنار گلستان حسن تو

گل تا ز باغ عارض ماه تو چیده خط

بیرون چو خضر کرده سر از چشمه بقا

آب حیات از لب لعلت چشیده خط

قصاب گرد چشمه جان سبزه رسته است

یا در کنار لعل لب او دمیده خط

 
 
 
گنج‌نامهٔ حاجی‌جلال
مجذوب تبریزی

بر گرد لاله‌زار جمالت دمیده خط

خورشید را به حلقه سودا کشیده خط

کو سبزه بهشت که بنمایش ز دور

گر باغ عارضت به چه سامان کشیده خط

اسباب دل تمام به تاراج زلف رفت

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مجذوب تبریزی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه