بار در اشتیاق روی نیاز
رو نهادم به خاک کوی نیاز
در خیال نیاز با مه و مهر
گفتوگو میکنم ز روی نیاز
خوشنگاهان شهر ما با هم
همه دارند گفتوگوی نیاز
مهوشان دیار ما امروز
همه دارند آرزوی نیاز
کیست امروز از بتان که دلش
نیست بیتاب جستوجوی نیاز
نشود با نیاز من هم رام
تند و تلخ است بس که خوی نیاز
راز دل با نیاز میگفتم
دارم اندیشه از عموی نیاز
شهر اگر پر شود ز مهرویان
نکنم رو مگر به سوی نیاز
از نیاز بتان هر جایی
بینیازم به آبروی نیاز
خوشدلم با غم پریشانی
در غم زلف مشکبوی نیاز
خاک کوی نیاز شو مجذوب
حبذا خاک عجز و روی نیاز


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بر رکابش کرد روی نیاز
کرد بنیاد گفتگوی نیاز
دل که ساکن شده بکوی نیاز
خوش براهت نهاده روی نیاز
تا زناز تو ساغری نوشم
میکشم باده از سبوی نیاز
تا دهد آب سرو نازت را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.