خوشا روزی ز دنیا دربه در بم
ز جستجوی عالم بی اثر بم
شبان و روز نالان در بیابان
حریف شب رو باد سحر بم
نفهمد هیچ کس نام و نشانم
اگر عاقل اگر آشفته سر بم
به هر مرزی دواند گرد و بادم
به هر جایی که خواهم خاک سر بم
به چشم تر گذارم آستین را
گهی بی مادر و گه بی پدر بم
چراغی در دلم گیرد فروغی
که از روشن دلی یار فنر بم
گهی شادان، گهی خندان شب و روز
گهی نالان، گهی خونین جگر بم
ز صهبایی چنان دیوانه گردم
که از غوغای محشر بی خبر بم
نمی دانم چه سازم تا بسوزم
کزین بود و نبودم خود به در بم
مگر نالان به روز آرم شبی را
به زاری دست و دامان سحر بم
«وفایی» را نمی دانم علاجی
مگر سر تا قدم غرق نظر بم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حال و روز شخصی میپردازد که در جستجوی حقیقت و آرامش است، اما در این مسیر با درد و رنج مواجه میشود. شاعر از حس تنهایی و بیهویتی خود در جهان میگوید و به بیپناهی و سرگردانیاش اشاره میکند. او به وضعیتهای مختلف احساسی خود اشاره دارد؛ گاهی شاد و خندان است و گاهی غمگین و نالان. شاعر از حالتی روحانی صحبت میکند که حتی در میان غوغاها و آشفتگیها نیز دلش روشن است. در نهایت، او از عدم توانایی در حل این معماهای زندگی و نیاز به دلسوزی و توجه دیگران حرف میزند.
هوش مصنوعی: خوشا روزی که از دنیا به دور و بیهدف به جستجوی جهانی بروی که هیچ تأثیری بر آن ندارد.
هوش مصنوعی: در این بیت به تصویر کشیدن حالتی از شب و روز در بیابان است. شبان و روز به صورت غمگین و ناامید در این بیابان به سر میبرند، در حالی که باد صبحگاهی با خود نشاط و تازگی به همراه دارد و میتواند به آنها کمک کند. به نوعی، این دو حالت متضاد، نشاندهنده سختیها و امیدهای موجود در زندگی هستند.
هوش مصنوعی: هیچ کس نمیتواند هویت و جایگاهم را درک کند، چه کسی که عاقل است و چه کسی که غرق در آشفتگی و بیتابی.
هوش مصنوعی: به هر جایی که بخواهم میروم و به هر سرزمینی که بخواهم سفر میکنم، مانند گرد و باد که آزادانه در هر جا میگردد.
هوش مصنوعی: به خاطر اشکها و احساساتم، آستینم را به سمت چشمم میبرم. گاهی در حالم به خاطر فقدان مادر و گاهی به خاطر نبود پدرم احساس تنهایی میکنم.
هوش مصنوعی: نوری در دل من میتابد، نوری که از دل روشن یارم نشأت میگیرد.
هوش مصنوعی: گاهی شاد و خوشحال هستم، گاهی میخندم. شب و روز در نوسانم؛ گاهی غمگین و نالان، و گاهی دلی خونین دارم.
هوش مصنوعی: از شرابخواری به حدی دیوانه میشوم که حتی از همهمه و هیاهوی روز قیامت آگاهی نخواهم داشت.
هوش مصنوعی: نمیدانم چه کار کنم که دلم بسوزد، زیرا از بودن و نبودن خود در این دنیا بیخبرم.
هوش مصنوعی: آیا به جز به یادآوری شبهایی پر از گریه و ناله، راه دیگری هست که صبح را به دست بیاورم؟
هوش مصنوعی: وفای واقعی را نمیشناسم، الا اینکه تمام وجودم در دریای نگاه تو غرق شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
و گر شیر ژیان آید به حربم
چو شیرین سوی من باشد بچربم
اگر صد چرب گوی آید بحربم
بچربی بر همه خوبان بچربم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.