گنجور

شمارهٔ ۱۲۱

 
شمس مغربی
شمس مغربی » غزلیات
 

بر دو عالم پادشاهی میکنم

گرچه از ایزد گدایی می کنم

بنده حقم خداوند جهان

بر جهان زو کدخدایی می کنم

مر سما ره چون زمین طی کرده ام

بر زمین اکنون سمائی میکنم

هر دو عالم را ز پس بگذاشتیم

تا که اکنون پیشوایی میکنم

دارم از وجهی به عالم اتصال

گرچه از عالم جدائی میکنم

زان پس از بیگانگی از کائنات

گاه گاهی آشنایی میکنم

خستگان را نوشدارو میدهم

بستگاهن را درگشائی میکنم

لا تظن انّی فقیر مفلس

چون بگنجت راهنمایی میکنم

مغربی مرده افسرده را

روح بخشی جانفزائی میکنم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان