گنجور

شمارهٔ ۱۲۰

 
شمس مغربی
شمس مغربی » غزلیات
 

مه مهر تو دیدیم و ز ذرّات گذشتیم

از جمله صفات از پی آنذات گذشتیم

چون جمله جهان مظهر آیات وجودند

اندر طلب از مظهر و آیات گذشتیم

با ما سخن از کشف و کرامات مگوئید

چون ما ز سر کشف و کرامات گذشتیم

دیدیم که اینها همگی خواب و خیال است

مردانه ازین خواب و خیالات گذشتبم

اگر جمله کمالات تو اینست

خوشباش که از جمله کمالات گذشتیم

دردسر ارشاد ز ما دور کن ای پیر

کز پیر و مریدی و ارادات گذشتیم

از خانقه و صومعه و زاویه رستیم

ز او راه رهیدین و ز اوقات گذشتیم

از مدرسه و درس و مقالات گذشتیم

وز شبه و تشکیک و سوالات گذشتیم

از کعبه و بتخانه و زنّار و چلیپا

از میکده و کوی خرابات گذشتیم

اینها بحقیقت همه آفات طریقند

المنته الله که ز آفات گذشتیم

ما از پی نوریکه بود مشرق انوار

از مغربی و کوکب و مشکوه گذشتیم

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.