گنجور

 
شمس مغربی

نیست پنهان حق ز چشم مردمان و حق شناس

گرچه هر ساعت نماید خویش را در هر لباس

هر زمان آید بلبسی یار از خلوت برون

گاه اطلس پوش گشته گاه پوشیده لباس

گر هزاران جامه پوشد قامت او هر زمان

بر نظر هرگز نگردد ملتبس زان البتاس

باده بیرنگ لیکن رنگهای مختلف

میشود ظاهر درو از اختلاف جام و کاس

در هزاران آینه هر لحظه رویش منعکس

میشود نا دیدنش دیدن ز روی انعکاس

از زبان جمله ذرّات عالم مهر او

می کند بر مستی خود هم ستایش هم سپاس

هر یکی از کثرت عالم که میبینی یکیست

پس ازین وحدت بدات وحدت توان کردن قیاس

نور هستی جمله ذرّات عالم تا ابد

میکند از مغربی چون ماه مهر از آفتاس

گر همیخواهی که ره یابی بسوی وحدتش

بگذراز خود یعنی از عقل و دل و جان و حواس

چون اساس خانه توحید بر فقر و فناست

جز که بر فقر و فنا نتوان نهادن این اساس

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
انوری

چون مراد خویش را با ملک ری کردم قیاس

در خراسان تازه بنهادم اقامت را اساس

چون غنیمت را مقابل کرده شد با ایمنی

عقل سی روز و طمع ماهی بود راسابراس

ای طمع از خاک رنگین گر تهی داری تو کیس

[...]

ظهیر فاریابی

صاحب عادل نظام الملک ثانی مجد دین

ای حضیض بارگاهت اوج کیوان را مماس

ذهن پاکت خاک حیرت کرده در چشم عقول

حکم جزمت بند عطلت بسته بر پای حواس

آفتاب طلعتت گر سایه بر چرخ افکند

[...]

ابن یمین

گر کسی از روزگار اکنون شکایت می‌کند

بنده باری زو ندارد غیر شکر بی‌قیاس

دوستان جمعند و جمع دشمنان در تفرقه

هست صحت حاصل و وجه معاشی بی‌هراس

من نمی‌دانم کزین خوش‌تر چه باشد روزگار

[...]

عبید زاکانی

چون در این دنیا عزیزم داشتی یارب به لطف

وز بسی نعمت نهادی بر من مسکین سپاس

اندر آن دنیا عزیزم دار زیرا گفته‌اند

« خوش نباشد جامه نیمی اطلس و نیمی پلاس

نظام قاری

در جهان هر خلعتی زیبنده شخصی را بود

پوستینی کی برازد آسیائی راز آس

(وصله اصلاح بردق دقیق من مدوز)

(خوش نباشد جامه نیمی اطلس ونیمی پلاس)

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه