نه از خیال تو چشمم همی رود در خواب
نه از فراق تو دیگر مراست طاقت و تاب
چو چشم مست تو مستم چنان که نیست شعور
ز حسرت تو برآید ز سینه دود کباب
ز سوز سینه و چشم ترم تو را چه خبر
که نیم سوخت در آتش و نیم سوخت در آب
اگر امید وصال تو نبودم منظور
به زیر خنجر هجرت مرا نبودی تاب
بیا ز شمع رخت بزم ما منور کن
کرم نما به فقیران تو ای رفیع جناب
بزرگ و کوچک میخانه شاهدند بر این
که خرقه را به گرو داده ام به بادۀ ناب
بیار ساقی گلچهره می چه درد و چه صاف
که زهد رفت به یغمای یک پیاله شراب
گذشت موسم اندوه و وقت شادی ماست
حریف جام شرابیم و یار چنگ و رباب
بگو به شاهد شیرین کلام و سیم عذار
به نغمۀ مجلس ما گرم کن ز حرف صواب
مرا که هر دو جهان شد به کام دل یوسف
چه غم که زید چه گفت و چه گفت عمرو جواب
زشوق ما همه سرها شده است پر شر و شور
ز نظم ما همه عالم شده است پر درناب



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چو سیر گشت سر نرگس غنوده ز خواب
گل کبود فرو خفت زیر پرده آب
چو سرخ گل بسر اندر کشید سبز ردا
نمود باغ بدان شمعهای خویش اعجاب
ز لاله باغ پر از شمع بر فروخته بود
[...]
بفرخی و سعادت بخواه جام شراب
که باز باغ برید از پرند سبز ثیاب
ز رنگ میغ و ز برگ شکوفه پنداری
زمین حواصل پوشید و آسمان سنجاب
بشاخ سوسن نازک قریب شد قمری
[...]
شده است بلبل داود و شاخ گل محراب
فکنده فاخته بر رود و ساخته مضراب؟
یکی سرود سراینده از ستاک سمن
یکی زبور روایت کننده از محراب
نگر که پردر گردید آبگیر بدانکه
[...]
گهی چو مرد پریسای گونه گونه صور
همی نماید زیر نگینه لبلاب
مرا ازین تن رنجور و دیده بی خواب
جهان چو پر غرابست و دل چو پر ذباب
ز بهر تیرگی شب مرا رفیق چراغ
ز بهر روشنی دل مرا ندیم کتاب
رخم چو روی سطرلاب زرد و پوست بر او
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.