گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
امیرخسرو دهلوی
 

صبح پیش رخ تو دم نزند

سرو پیش قدمت قدم نزند

نقش شیرینت بیند ار شاپور

گر چه تیغش زنی قلم نزند

خضر پیش لبت به آب حیات

لب چه باشد که دست هم نزند

نرگست چون سپاه غمزه کشد

عقل جز خیمه در عدم نزند

سر من و آستان تو، هر چند

که مسلمان در صنم نزند

تنم از بار عشق تو خم شد

کیست کز بار عشق خم نزند

صبر کم می زند قدم زین سوی

اینچنین کو که پای کم نزند

چشم می زن ز دیده بر خسرو

که به شب پلک خود بهم نزند

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.