گنجور

پیشنهاد آسان از اینستاگرام و پین‌ترست با افزونهٔ فایرفاکس

شمارهٔ ۷۱۳

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

شب ز سوزی که برین جان حزین می گذرد

شعله آه من از چرخ برین می گذرد

منم و گریه خون هر شب و کس آگه نیست

با که گویم که مرا حال چنین می گذرد

سوزم آن نیست که از تشنگیم سینه بسوخت

آنست سوزم که به دل ماء معین می گذرد

زاهد، از صومعه زنهار که بیرون نروی

که ازان سوی بلای دل و دین می گذرد

می گذشتی شب و از ماه برآمد فریاد

کاین چه فتنه است که بر روی زمین می گذرد

باد از بوی تو مست است دلیریش نگر

که دوان پیش شه تخت نشین می گذرد

قطب دنیا که فلک هر چه کند کار تمام

همه در حضرت آن رای متین می گذرد

گر کنی جور وگر تیغ زنی بر خسرو

همچنان دان که همان نیز و همین می گذرد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify