گنجور

 
امیرخسرو دهلوی
 

بت محمل نشین من مگر حالم نمی داند

که می بندد برین دل بار و محمل تند می راند

جمازه در ره و آویخته دل چون جرس با او

نفیر و ناله دل هم به آواز جرس ماند

سگی دنبال آن محمل، طفیل او دوران من هم

منش لبیک می گویم، چو او سگ را همی خواند

شتربانا، فرود آور زمانی محملش ورنه

ز آب چشم من ترسم شتر در گل فرو ماند

کجا در دل بماند جان، اگر جانان برون آید

کسی کز هم تگی دیدن زمام از دست بستاند

چو من مردم درین وادی، رو، ای سیلاب چشم من

ز مین را گرد بنشانی، شتر جایی که بنشاند

دم سرد مرا، ای باد، لطفی کن، مبر هر سو

هم آن سو بر، مگر گردی ازان رخسار بنشاند

درین ویرانه خواهم داد جان، ار بر سرم ناید

بگو، ای ساربان، باری سر ناقه بگرداند

خروش اشتر او هست از بار گران خسرو

که ریزد کاروان دل، گر او محمل بجنباند

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.