گنجور

شمارهٔ ۱۷۷۴

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

هر روز کافتاب برآرد زبانه ای

بیرون جهم ز کلبه غم عاشقانه ای

نظاره بر رخ تو کنم گر ببینمت

باری ز چاوشان بخورم تازیانه ای

از دوستی تو به سر کوی تو نماند

ناشسته ز آب دیده من آستانه ای

افتاده راه من به دل و گنج معرفت

گشت از خیال سیمبران دردخانه ای

سوز درون کز او جگر من کباب شد

بیرون جهد ز هر ته مویی زبانه ای

مردن به کوی تو هوسم می کند، ولی

یابم اگر چو دیدن رویت بهانه ای

بیداریم بکشت که هر روز ازین خمار

باشیم گه خراب چو مست شبانه ای

خوابم نماند بو که رسد خواب آخرم

آغاز کن ز لازمه من فسانه ای

خسرو مرو به باغ که از ناله تو دی

مرغان نخورده اند به گلنار دانه ای



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.