گنجور

پیشنهاد آسان از اینستاگرام و پین‌ترست با افزونهٔ فایرفاکس

شمارهٔ ۱۴۳

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دل ما را ز دست غم امان نیست

نشان شادمانی در جهان نیست

جهان پر آشنا و من به غم غرق

که دریای محبت را کران نیست

کسی کو یک زمان در عمر خوش بود

مرا اندر همه عمر آن زمان نیست

فلک را دعوی مهرست، لیکن

گواهی می دهد دل کانچنان نیست

به یک جان خواستم یک جام شادی

ز دور چرخ، گفتا، رایگان نیست

دو شش نقش کسان، زین نرد ما را

دو یک بر کعبتین استخوان نیست

ندانم کاهش جان من این است

سخن هم آن چنان هم آن زبان نیست

بلای عقل عشقم بود، اکنون

بلا این شد که از عشقم امان نیست

گر افتد آشتی با بخت، ننگیست

اگر نقد خصومت در میان نیست

حدیث خوشدلی وانگه به عالم

زبان کردار خسرو، جای آن نیست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.