گنجور

شمارهٔ ۱۲۲۵

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

مسلمانان برفت از دست من دل

چو دیدم آنچنان شکل و شمایل

جهانی را بدین شکل و شمایل

همی بینم چو خود امروز مایل

زهی صانع خدا کز لطف بنگاشت

از این سان صورتی از آب و از گل

نباشد چون جمالت مجلس افروز

اگر خورشسید بنشیند به محفل

دلم منزل به زلفت کرد، گویی

نخواهد رفت ازین فرخنده منزل

تنم کز خاک گردد نقش مهرت

ز نعش جان نخواهد گشت زایل

ملامت می کنند اصحاب ما را

ز درد ما مگر هستند غافل

ندارم طاقت درد فراقت

فراق دوستان کاری ست مشکل

درین ره، خسروا، دیوانه می باش

نمی باید شنیدن پند عاقل



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.