گنجور

گزیدهٔ غزل ۸۸

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

بلای خفته سر برداشت از خواب

هر آن مویی کز آن زلف دو تا خاست

گر یبان میدرم هر صبح چون گل

همه رسوایی من از صبا خاست

تو تار زلف بستی بند در بند

ز هر بندی مرا دردی جدا خاست

گل امشب آخر شب مست برخاست

بجام لاله گون مجلس بیاراست

نشسته سبزه زین سو پای دربند

ستاره سرو از آن سو جانب راست

صبا می‌رفت و نرگس از غنودن

به هر سویی همی افتاد و می‌خاست

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.