گنجور

گزیدهٔ غزل ۵۵۹

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

وصیت میکنم گر بشنود ابرو کمان من

پس از مردن نشان تیر سازد استخوان من

زبان اوست ترکی گوی و من ترکی نمی‌دانم

چه خویش بودی اگربودی زبانش در دهان من

به شکر نسبت لعل لب جان پرورش کردم

برون کن از پس سر گر غلط کردم زبان من

اگر با ما سخن گویی ز روی مرحمت میگو

منم فرهاد سرگردا ن تویی شیرین زبان من

چنان از عشق می‌سوزد تنم در زیر پیراهن

که از بیرون پیراهن نماید استخوان من

مراد خسرو بی‌دل برآور یک زمان بنشین

که رحمی بر دلت آید ز فریاد و فغان من



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

عباس پالاش نوشته:

زبان اوست ترکی گوی و من ترکی نمی‌دانم
چه خویش بودی اگربودی زبانش در دهان من

مصرع دوم بیت دوم این‌گونه باید باشد

چه خوبش بودی ار بودی زبانش در دهان من

تا هم معنا و هم وزن درست باشد

👆☹

سجاد صادقی نوشته:

آیا نباید مصرع دوم از بیت دوم «چه خوش بودی اگر بودی زبانش در دهان من» باشد؟

👆☹

پیشنهاد تصاویر مرتبط