گنجور

شمارهٔ ۴۳

 
کمال خجندی
کمال خجندی » مقطعات
 

دوش مهمان لب جانان شدم

عذر گفت و منتم بر جان نهاد

کامشبم چیزی چنان در خورد نیست

تا توان پیش چنین مهمان نهاد

گفتم آن نقل دهان بس نیست گفت

هیچ پیش مهمان نتوان نهاد



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید