گنجور

 
کمال خجندی
 

سلیهائی کز سهند آمد من و یاران ز کوشک

موج آن بالا و اوج کوشک میدیدیم پست

شد بطاق هر دریچه آب نزدیک آنچنان

کانزمان شستیم ما و هر که بود از کوشک دست