گنجور

شمارهٔ ۹۹۳

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

بکوی عشق باشی شیر مردی

اگر باشد برویت گرد دردی

بروی مرد باشد گرد این درد

نخواندی این مثل گردی و مردی

خیالت گر نبودی مونس جان

دل بیکس تن تنها چه کردی

غذای عاشق مفلس غم آمد

اگر غم نیستی مسکین چه خوردی

دورنگی نیست ما را با تو الأ

همین بخت سیاه و روی زردی

درخت گل ندارد ناب سرما

نیارم زد برآن در آه سردی

کمال آنها که فکر بکر دارند

قزون از صد غزل خوانند فردی



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید