گنجور

شمارهٔ ۹۷۶

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

ای گل روی ترا چون من بهر سو بلبلی

از تو دارد این مثل شهرت که شهری و گلی

می کند در دور حسنت دل همه وقتی خروش

وقت گل هرگز نباشد بلبلی بی غلغلی

زلف بر رخ به تشویش است ز آه سرد ما

همچو بر برگ گل از باد سحرگه سنبلی

فتنه ها دارند در سر عتبرین مویان شوخ

ز آنکه در زیر کله دارند هریک کاکلی

مطربا فرمان من بشنو روان گو یک دو صوت

چون زحلق شیشه از هر سو برآمد قلقلی

گو کله بر آسمان افکن ز شادی لاله وار

هر که می گیرد به باده گلرخی جام ملی

جز سر کویش اقامت را نمی شاید کمال

زانکه عالم بر سر آب است تا محکم پلی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.