گنجور

شمارهٔ ۹۴۴

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

زاد راه عاشقان اشک است و روی زرد و آه

راه ازین گونه است بسم الله که دارم عزم راه

مهر او دعوی کتی آواز ثریا بگذاران

نشنود قول تو کس تا نگذارانی این گواه

دی نظر می کردم آن روی و ازین به دولتی

من ندیدم در جهان چندانکه می کردم نگاه

گر گه کاری شمارند آرزوی روی دوست

ما چگونه روی او بینیم با چندین گناه

در دهانش جایگاه یک سخن گفتم که نیست

باز دیدم این سخن هم بود بس بیجایگاه

کار اشک از چهره شمعی به عکس افتاده است

عکسی باشد پیش مردم آب بر بالای کاه

در میان خون مژگان عاقبت چشم کمال

خاک شد از انتظار او سقاءالله ثراه



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید