گنجور

شمارهٔ ۹۲۶

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

ای مردم در چشمم مثل رخت ندیده

لیکن جمال خوبت رشک فرشته دیده

گفتی بروی چشمت خواهم قدم نهادن

گفتی ولی نکردی یک روی مانده دیده

با عارض تو زلفت کرده دراز دستی

بارب بود که بینم دست ورا بریده

دی از چمن نگارم چون شاخ گل برآمد

تا با خودم آمدم من عقلم ز سر پریده

همچون کمال بیدل مردم ز اشتبافت

نا ذکر تو بگفته تا نام نر شنیده



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور