گنجور

شمارهٔ ۹۲۰

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

ای خط مشکبار تو پیچیده گرد ماه

برروی روز نقطه خالت شب سیاه

رخسارتست حجت اقرار عاشقان

هستت بر این سخن خط عنبر فشان گواه

وصف قمر بروی تو گفتم بگفت عقل

در آفتاب و ماه چگوئی حدیث شاه

خواهم که روی خویش به رویت نهم ولیک

هرگز که دیده خرمن گل همنشین کاه

چشمت به غمزه گرچه رباید هزار دل

لیکن ز راه لطف ندارد دلی نگاه

آئینه جمال نو ای شمع دل فروز

روزی بود که زنگ برآرد ز دود آه

مسکین کمال از تو به مقصود کی رسد

سلطان چو نیست با خبر از حال دادخواه



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید