گنجور

شمارهٔ ۹۱۹

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

ای چو چشم خوش تو چشم کسی کم دیده

شکر ننگ تو برتنگ شکر خندیده

وجهی از روی تو در دیده من خوشتر نیست

ز آن سبب دیده من دیده ترا دردیده

دیده اهل نظر دیده بسی خوب و ترا

بر سر جمله خوبان جهان بگزیده

من ز مهر رخ خوب تو ز خود بریدم

از من سوخته بر قول عدو ببریده

تو بیا سوی وثاق من بیدل تا من

تونیا وار کشم خاک رهت دردیده

نبرم جان من از این ورطه غم گر باشی

بیگناه از من بیجان تو چنین رنجیده

سالها گفته دعای تن و جان نو کمال

وز تو جز جور و جفا هیچ دگر نشنیده



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید