گنجور

شمارهٔ ۹۱۶

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

اشک چو لعل ریزد آن لب مرا ز دیده

در شیشه هرچه باشد از وی همان چکیده

باشد هنوز چشمم همچون مگس بر آن لب

گر عنکبوت بینی بر خاک من تنیده

از آب بر کشیده صورتگر آن ورق را

گلبرگ عارض تو هرجا که بر کشیده

سیب ذقن رسد خود با من چو دیدم آن رخ

از آفتاب گردد هر میوه رسیده

گر آیدم به مهمان شبها خیال رویت

گیرم برای شمعش پیه از چراغ دیده

پیش تو گل بخوبی از مفلسان برآید

آنکه گواه حالش پیراهن دریده

زاهد لباس تقوی کی از تو پاره سازد

بر قامت کمال است این جامه ها بریده



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید