گنجور

شمارهٔ ۸۳۸

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

خاک پایت دوست دارد روی من

نیست عیب ای دوستان حب الوطن

خاک گشتم این سخن چندان رقیب

در دهن داری که خاکت در دهن

آرزوی ماست زلفت بشکنش

در جهان یک آرزوی ما شکن

گفته دیگر نسوزم جان تو

جان من دیگر چه باشد سوختن

کاری برای من خسم تو آنشی چند انتظار

در دل من ز انتظار آتش مزن

ای رفیب ار چشمم از سر بر کنی

چشم ازو گر بر کنم چشمم بکن

عقل و دل گفتم که دزدید از کمال

زیر لب خندان چه دانم گفت من



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر