گنجور

شمارهٔ ۸۱۳

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

بار هر چند به ناحق طلبه آزارم

گر ازوه باشدم آزار ز حق بیزارم

اگر اندیشه از حرمت خونم نکند

به حق و حرمت باری که به آن هم بارم

با خیالش چو حکایت کنم از چشم پر آب

گوش دارید که در می چکد از گفتارم

دل از آن روی چو مه روی به ایمان آورد

ورنه میکرد ز زلفش هوس زنارم

بوسه بر لب شیرین تو دارم دعوی

تو من خام طمع بین که چه دعوی دارم

گفت در غم ما حال تو چونت کمال

به جگر تشنه به دل خسته به تن افگارم

تا نوشتم صفت روی تو در دفتر خویش

بوی گل میشنود از ورق اشعارم



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید