گنجور

شمارهٔ ۷۸۱

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

ما در حریم مجلس عشاق محرمیم

با درد پار صاحبه و با ناله همدمیم

تا نوبت غلامی آن در به ما رسید

هر جا که می رویم عزیز و مکرمیم

عاقل خبر نیافت که ما را طریقه چیست

دیوانه پی نبرد که ما در چه عالمیم

در دور غصه های تو کان مستدام باد

فارغ ز شادمانی و آسوده از غمیم

از خون چو غنچه گرچه دل مالبالست

پیش لب و دهان نو خندان و خرمیم

دردسر طبیب گرانست بر سری

ما را که خسته خاطر از آسیب مرهمیم

اگر حال درد ما نکنی باور از کمال

از غم سؤال کن که شب و روز با همیم



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید