گنجور

شمارهٔ ۷۶۱

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

قراری کرده ام با شود که چون در پیش بار افتم

به خاک پای او بی خود بغلعلم بی قرار افتم

مرا گویند چون بینی ز دورش بی خبر افتی

دو چشمم چار شد. تا کی به آن مهوش دچار افتم

بدان سودا که از باغ جمال او برم بونی

چو زلفش گاه در گلشن گهی در لاله زار افتم

سرو جان گرامی چون ندارد پیش او قربی

چو اینها پیش او ریزم ز رویش شرمسار افتم

به ناوگهای صید افکن خوشا آن غمزه و مژگان

که هر یک در شکار افتند و من هم در شکار افتم

سماع تو کجا ماند به حالات من ای صوفی

که تو تصدأ به رقص آنی و من بی اختیار افتم

به ذکر و فکر اگر افتی کمال آنک تو و خلوت

مرا بگذار تا در فکر روی آن نگار افتم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify