گنجور

شمارهٔ ۷۶۰

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

قدحی بیار ساقی که ز تویه شرمسارم

سر آن ندارم اکنون که به زهد سر در آرم

من از آن میی که خوردم ز ازل به باد لعلت

بدو چشم نیم مستت که هنوز در خمارم

نروم به طعن دشمن ز درت به هیچ پانی

که سری نهادم اینجا که به تیغ بر ندارم

به نظاره گلستان جمال اور چو نرگس

همه چشم باشم آن دم که ز خاک سر بر آرم

زمی مغانه امشب کم و بیش هرچه باشد

بدهید ای حریفان بدهید انتظارم

قدحی بیار ساقی که رسم بدیر معنی

که ز خانقاه صورت نگشاد هیچ کارم

چه زبان اگرچه گشتم چو کمال رند و عاشق

که ز زهد و نیک نامی همه عمر بود عارم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.