گنجور

شمارهٔ ۷۴۵

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

سر زلف تو کرد آخر به سودانی گرفتارم

که دیگر از پریشانی دمی سر بر نمی آرم

طبیب من علاجی کن به هر حالی که می دانی

که پیش چشم تو میرم کزین اندیشه بیمارم

به علت برده ام بونی از آن افتاده در دیرم

به زلفت بسته ام عهدی از آن دربند زنارم

به شوق چشم جادویت به ذوق طاق ابرویت

گهی در گوشه مجد گهی در کنج خمارم

چه جای خرقة ارزق که در میخانه عشقت

بخاک پای خود کآنجا چو زلف خویش نگذارم

کمال از رندی و مستی چویک ساعت نشد خالی

ندانم عاقلان از چه سبب خوانند هشیارم



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید