گنجور

شمارهٔ ۷۱۹

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

خال ب نسته داغ جانم

دل سوخته اینه و کشته آنم

خاکی که بر آن نشان آن پاست

از آب بقا دهد نشانم

تارخ نهمش پس از قنا نیز

شطرنج کنید از استخوانم

چندم ز در ای رقیب رانی

منهم ز سگان آستانم

از چشم تو داد خواستم گفت

من ترکم و پارسی ندانم

نادیده زمان وصلت ای دوست

نرسم ندهد اجل امانم

هندوی مبارک است گفتی

در فال نو خال دلستانم

من نیز در آن سرم که صد جان

در پای مارکت نشانم

در پیش کمال اگر نشینی

بردیده روشنت نشانم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.